نظرسنجی

به نظر شما نظریه بازدید بیگانگان فضایی درست است ؟

بله - 100%
خیر - 0%
اصلا" وجود ندارند - 0%

جمع آرا: 5
رای گیری برای این نظر سنجی به پایان رسیده است on: 19 می 2012 - 00:00

آماربازدیدها


امروز2
دیروز10
هفتگی2
ماهیانه204
کل844

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ناگفته هایی در باب ریکی

بستن


ناگفته هایی در باب ریکیامروز ریکی در سراسر جهان به شکل ها و روش های متعددی تدریس می شود. این روش شفابخشی باستانی،که بر پنج اصل استوار می باشد سال هاست که نظر بسیاری از محققین و منتقدین و مردم عادی در اقشار مختلف جامعه را به خود جلب کرده است. داستان از اینجا شروع شد که در حدود صد سال پیش، مکاشفه فردی در یک نقطه از این کره خاکی(ژاپن) منجر به کشف دوباره این سیستم،ولی با عنوان ریکی گردید.





نام این فرد میکائو اوسویی بود که در برخی کتب از او با عنوان دکتر(پزشک) یاد شده و برخی هم در این ارتباط موافق نیستند که او پزشک بوده است و عده ای او را یک استاد چی گونگ و بعضی هم او را مبلغ مذهبی و ... می نامند.

گرچه این مسئله به هیچ وجه در آنچه که امروز در دست داریم مورد توجه نیست.ولی به جهت ریشه شناسی برخی موارد،چند نکته قابل تعمق می باشد.

نخست اینکه در حدود صد سال پیش،آن هم در کشور های شرقی هنوز بسیاری از علوم دارای ساختاری کل گرا و کل نگر بوده اند و تفکیک تخصص ها به شکل امروزی وجود نداشت.مثلا در همین ایران، یک طبیب می بایست حکیم هم می بود و بسیاری از علوم همچون فلسفه،فقه،کیمیا،ریاضیات و ... پیش نیاز امر طبابت بود.

بنابرین هر کس که به هر شکلی به حفظ سلامت و مداوای بیماران می پرداخته است پزشک محسوب میشده و طبیبان نیز بر اساس عملشان شناخته می شدند نه از طریق یک مدرک آکادمیک به صورت فعلی.

نکته دوم این که چرا می گوئیم استاد اوسویی دوباره ریکی را کشف نمود؟!

در طول تاریخ بار ها این اتفاق حادث گشته که یک مبتکر و مخترع،طرح یا ایده و اختراعی را ارائه کرده که با اختلاف ناچیزی شخص دیگری در نقطه ای دیگر،آن را کمی زودتر به عموم معرفی نموده است.

این مسئله در تاریخ تمام علوم مختلف همچون فیزیک،شیمی،زیست شناسی و غیره وجود داشته است. جالب اینجاست که در بسیاری مواقع هم این دانشمندان حتی آزمایشات یکسانی برای رسیدن به هدف انجام داده بودند. البته تمام این اتفاقات در زمانی تحقق یافته که مثلا چند فرهنگ یا گروه یا ملیت در تبادل اطلاعات با یکدیگر بوده اند و مراکزی به جهت ثبت و رسیدگی به این امور وجود داشت. حال اگر کمی به عقبتر برویم مشاهده می کنیم کره زمین را که در قسمت های مختلف آن انسان هایی با نژادها،زبان ها و فرهنگ های مختلفی زندگی می کردند. در بسیاری مواقع آن ها حتی از حضور نژاد و زبانی دیگر بی خبر بودند. چه بسا هر کدام از این اقوام نقش بسزایی در کشف و کاربرد استفاده از علوم داشته اند و یا تجربیات یکسانی بین آن ها وجود داشته ولی کاملا از یکدیگر بی اطلاع بوده اند. در صد سال پیش هم هنوز شبکه های ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو و یا وسائل ارتباطی همچون تلفن و اینترت وجود نداشته است.

بنابرین این کاملا بدیهی است که بر اساس شواهد فعلی و دسترسی به اطلاعات فرهنگ های گذشتگان دریابیم که مثلا آنچه که در رابطه با ریکی می گوییم در مصر و یا آمریکای جنوبی و سرزمین های دیگر با عناوین مختلفی وجود داشته است.

ولی امروز ما چه در دست داریم؟ و چقدر از مفاهیم کلیدی این سیستم فاصله گرفته ایم؟

باتوجه به قرار گرفتن در روی کره زمین و زندگی های امروزی که برای کسب و بدست آوردن هر پدیده مادی نیاز به سعی و تلاش بسیار است،ما به این مسئله عادت کرده ایم که برای بدست آوردن هرچیز باید سختی کشید و چه بسا برای امورات معنوی خود نیز راه های پردرد و رنج را برمیگزینیم.

هر روشی که ما را در غالب های مادی و قرار گرفتن در شرایط دشوار قرار دهد برایمان قابل تعمق تر هست تا روشی ساده که حتی تقلا در آن منجر به فاصله گرفتن از آن می گردد!

متاسفانه ما بینش خودمان را نسبت به تمام پدیده های مادی و معنوی از دست داده ایم و چه بسا کمتر فکر می کنیم. ما دوست داریم دیگران فکر کنند و راهی را نشانمان بدهند،ولی این امر نیز منجر به اشتباهات فراوان و سوء تعبیر های عجیبی گشته است که البته ریکی نیز از این امر مستثنی نیست.

نخستین چیزی که می توان در رابطه با ریکی توضیح داد سادگی آن است.ریکی ساده تر از آن چیزی هست که برای مردم دنیای امروز که همه چیز را با رنج و تلاش و مشقت بدست می آورند قابل تصور باشد. می توان گفت ریکی یک هدیه است که تنها هنگامی که فرد آگاهی خود را به آن معطوف کند قابل دریافت می باشد،بدون هیچ نوع سعی و تقلا برای دریافت آن.

اگر بگوییم که ریکی دقیقا چه هست؟

می گوئیم شکلی از انرژی که در کیهان وجود دارد و دارای هوشمندی خاصی می باشد. حال این سوال مطرح می شود که اگر ریکی را به عنوان یک انرژی کیهانی در نظر بگیریم،در کیهان انرژی های مختلفی وجود دارند و الزاما تمام آن ها سازنده و مفید نیستند و چه بسا عوامل مخرب و مضر فراوانی نیز هستند که در دایره انرژی های کیهانی قرار میگیرند.

حال ما از کجا باید بدانیم که به شکلی ناخواسته اسیر موقعیت های مخرب کهکشانی نشویم؟!

در پاسخ ابتدا این توضیح را باید بدهم که ریکی حاصل یک مراسم آئینیست و به طور کلی ما در روی کره زمین تابع مراسم های آئینی مختلفی هستیم از روابط زناشویی و ازدواج گرفته تا شکل و آداب عبادت و یا قوانین حاکم در جامعه مدنی. آنچه مهم است،نتیجه حاصل از این مراسم و آئین ها برای رسیدن به یک موقعیت آسمانی و فرازمینی می باشد. رویکرد ریکی نیز روبه بالاست که البته بر پنج اصل آئینی استوار می باشد. قرار گرفتن فرد در این شرایط می تواند از نظر جسمی،روانی و روحی،کمیت و کیفیتی را حاصل کند که ما ارتباط صحیحی با آن بخش از نیروهای کیهانی که دارای خصوصیت های بخصوصی نیز هستند داشته باشیم.

پنج اصل ریکی بر این اساس می باشد.

فقط در این لحظه خشمگین نیستم.

فقط در این لحظه نگران نیستم.

فقط در این لحظه صادق هستم.

فقط در این لحظه مهربان هستم.

فقط در این لحظه شکرگزار هستم.

چرا می گوییم فقط برای این لحظه؟

ما به واسطه حضور در کره زمین در دنیای تضاد ها زندگی می کنیم. این تضاد ها هستند که به موقعیت های پیرامون ما معنا می بخشند. اگر تاریکی وجود نمی داشت آیا مفهومی برای روشنایی داشتیم؟ اگر صوت نبود، سکوت برای ما قابل درک بود؟ اگر غمگین نمیشدیم ،آیا می توانستیم شادی را تجربه کنیم؟

و هزاران مورد دیگر...

مسئله اینجاست که ما در تمام شبانه روز درگیر موقعیت های شکلی و تضاد ها هستیم و این دو به موازات یکدیگر در حرکتند.این معلوم است که من گاهی خشمگین می شوم و یا موقعیت های روانی مختلفی را در طول زندگی تجربه می کنم. ولی هرکدام از حالات و موقعیت های مختلف روانی من دارای تاثیرات متافیزیکی و فیزیکی گوناگونی در من هستند. برای اتصال و استفاده از ریکی لازم است فرد خود را درون این پنج اصل آئینی قرار دهد که البته همین اصول هم به لحاظ کیفی در افراد متفاوت هستند.

پس اگر در نظر بگیریم که فرد می خواهد به عنوان کارورز از ریکی استفاده کند،می بایست حداقل در آن لحظه این موقعیت ها را در خود قائل شود. ناگفته نماند که ممکن است زمانی نیز فرا برسد که فرد چنان کیفیتی در حالات خود به وجود بیاورد که اتصال دائمی با ریکی داشته باشد.

در عرفان اسلامی می گویند مسلمانان پنج وعده در روز نماز می خوانند ولی مومنان در اتصال دائمی هستند.

آیا ریکی دارای رنگ می باشد؟!

ریکی در ذات خود بی رنگ هست و رنگ ها می توانند موقعیت های شکلی از تجلی نور باشند.ما عادت کرده ایم که هر چیز قابل مشاهده ای، برایمان ملموس تر باشد و این قدر که به چشمان خویش اطمینان می کنیم،از قابلیت های درونی خود بازمانده ایم. ما با چشمانمان همیشه به بیرون نگاه می کنیم و زمانی که هم که به خواب فرو می بریم و چشم ها بسته هستند باز هم درگیر موقعیت های شکلی موجود در بیرون هستیم. بی رنگ بودن ریکی به دلیل هوشمندی و متعالی بودن آن می باشد. اگر ریکی را نور در نظر بگریم مطمئنا تصور ما از نور رنگ نوری هست که مشاهده می کنیم.به طور مثال انوار طلایی خورشید یا نور سفید مهتاب. بنابرین بر رنگ ها که موقعیت های شکلی هستند متمرکز هستیم.این که ما برای ریکی رنگی را متصور شویم زمانیست که از حقیقت ریکی فاصله گرفته ایم.

اگر بخواهم شکل دیگری توضیح دهم.یکی از شعار های ریکی این هست که هیچ نوع عارضه ای در فرد ایجاد نمی کند و برای همه و همیشه مفید است.

اگر ما بر اساس ارتعاشات هر اندام ،یک طول موج رنگی را در نظر داشته باشیم.

چنانچه ریکی دارای رنگ می بود به سادگی می توانست تعادل و موقعیت سلامت طبیعی اعضای بدن را بر هم بزند. پس ریکی در ذات خود بی رنگ هست. ولی به واسطه هوشمندی و برخورد با فیلترینگ بدن اتری ما می تواند به شکلی خودکار به رنگ های مختلفی متجلی شود.

آیا ریکی یک نیروی الهی می باشد؟

بنده اعتقاد دارم که ریکی یک انرژی الهی نیست.ریکی نور است.نوری که به واسطه یک پرتوی الهی منعکس شده است. پرتو فراتر از نور است و نور فراتر از اشکال. شعله شمعی را در نظر بگیرید که در حال مشاهده اش هستید.از این شعله نور خارج می شود.البته ما به شکل و رنگ آن نگاه می کنیم.حال در نظر داشته باشید که ما بر نور حقیقی که دارای شکل و رنگ نیست متمرکز شویم.

این نور از کجا آمده است؟ نور حاصل یک پرتو از یک موقیعت الهی می باشد. و در اینجا وارد مقوله خالق و مخلوق می شویم که به بحث ما مرتبط نیست.در مجموع قابل ذکر است که حتی در سیستم های سنتی نیز ریکی را انرژی الهی نمی دانند و در ژاپن انرژی الهی یک لایه بالاتر از ریکی و شینکی نام دارد.

چرا در ریکی پاکسازی آئورا(هاله) وجود ندارد؟

گرچه بسیاری از مدارس ریکی پاکسازی را به ریکی اضافه نموده اند. ولی پاسخ این سوال بسیار ساده است. زیرا ریکی به واسطه هوشمندی و کیفیت خاص خود منجر به تبدیل انرژی های نامنسجم و مخرب به انرژی های منسجم و سازنده می شود و البته همین تغییر شکل منجر به ایجاد و یا حفظ سلامت در فرد متقاضی و یا خود شخص کاروز می شود.

از آنجایی که عدم درک برخی مفاهیم منجر به ابهامات بسیار برای کاروزان ریکی شده است،مشاهده می کنیم که هر روز مطالبی از سبک های مختلف طب انرژی بر کورس های ریکی اضافه می گردد که این خود منجر به فاصله هرچه بیشتر ما از ماهیت ریکی می گردد.

چرا در ریکی اسکن انرژی وجود ندارد؟

همانطور که پیشتر هم اشاره شد،ریکی هوشمند است و کارورز ریکی تنها آن را جاری می کند. ریکی خود تشخیص می دهد و شفا می بخشد.از طرفی تمرکز ریکی نیز بر روی مراکز انرژی نیست و به واسطه جنس آن می تواند به هر شکل و از قسمت وارد سیستم انرژی بدن و نیز اندام های جسمانی بشود.

در سایر سبک های طب انرژی وجود اسکن به این دلیل الزامیست که هیلر ابتدا مشکل را تشخیص دهد و به واسطه این تشخیص بر اساس پروتکل های خاصی مداخله کند.

در ریکی کوچکترین مداخله یعنی فاصله گرفتن از ماهیت ریکی.

آیا می بایست همیشه از دست ها استفاده کرد؟

استفاده از دست ها در طب انرژی پیشینه ای به قدمت این علم دارد.شاید یکی از دلایلی که از دست ها استفاده می شود وجود معادل هفت مرکز انرژی اصلی بدن در دست ها می باشد که به راحتی می تواند دریافت و تبدیل کند.

همانطور که گفتیم ریکی دارای جنسی بسیار لطیف تر از بدن چاکرایی ما می باشد و به همین دلیل نیز این محدودیت برداشته می شود.البته در ریکی نیز بر استفاده از دست ها تاکید شده است که تابع همان مراسم آئینی ریکی یعنی همسویی می باشد.

بنده معتقدم که تنها از طریق آگاهی می توان ریکی را جاری نمود و می توان این ارتعاش آگاهی را به شکلی کاملا درونی به دیگران نیز منتقل نمود. البته هر عملی مستلزم تمرین هست.

نماد های ریکی چه هستند و چه می کنند؟

از یک زاویه نگاه،هر آن چیزی که در کائنات وجود دارد دارای شکل است.مثلا همین اکنون که مشغول نوشتن این مقاله هستم،این عمل من در کائنات دارای شکل بخصوصی می باشد. تمام زبان ها و خطوط نیز حاصل شکل گیری موقعیت های شکلی بیرونی بوده اند و خطوط هدایتگر ما به سمت مفهوم یا موقعیت بخصوصی هستند. نماد های ریکی حاصل مکاشفه ای شهودی از دکتر اوسویی از کمیت و کیفیت حالاتی در وجود انسان هستند،که استفاده از این اشکال و نماد ها می تواند منجر به هدایت و کشف آن حالات در وجود فرد بشود.

در سطوح عالی تر ما از موقعیت های شکلی فاصله گرفته و می توانم بگویم آنگاه که ریکی در شما درونی بشود، دیگر حتی نیاز به رسم نمادهای ریکی نیز نخواهید داشت.

با سپاس از شما که تا این قسمت از مقاله با من همراه بودید. امیدوارم در فرصت های آینده که قطعا ممکن است سوالات و نظرات جالب توجهی در این رابطه مطرح شود این مقاله به روز گردد و نقطه پایانی بر آن نگذاریم. به راستی که در ریکی حکمتیست و این حکمت نقطه پایانی ندارد.

جمله آخرم را خطاب به مربیان محترم ریکی عرض می کنم.این مقاله حاصل بینش و نگرش شخصی اینجانب بر اساس ده سال تجربه عملی در علوم باطنی و سال ها تحقیق در این امور می باشد که به اطلاع دوستان گرامی رسید.

"حقیقت را نمی توان تنها در کتاب ها یافت.حقیقت زمانی تجلی می یابد که با اراده ای آزاد و به دور از واقعیت های ساختگی پیرامون خود که بر اساس باور ها و عادت های ما شکل می گیرد،به واسطه تفکری پویا، آگاهی را تجربه کنیم که البته در سطوحی از آن فکر نیز جایگاهی نخواهد داشت."

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی